مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
1971
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )
ملاحظه مىشود كه محقق اردبيلى ابتدا گويد : قول به تحريم مطلق غنا را حتّى در عروسيها شهيد ثانى به تذكرهء علامه نسبت داده است . سپس مىافزايد : ولى من در تذكره در اين مبحث آن را نيافتم و شايد در جاى ديگرى از تذكره چنين سخنى گفته است و يا اينكه مراد شهيدْ تحريم مطلق غنا بعد از استثناى غنا در عروسيهاست . گفتنى است كه اوّلًا ، شهيد اول و فاضل مقداد پيش از شهيد ثانى اين مطلب را به تذكرهء علامه نسبت دادهاند : « إلا غناء العُرس إذا . . . و حرّمه ابن إدريس و الفاضل في التذكرة » . « 1 » ثانياً ، همانطور كه محقق اردبيلى احتمال داده است علامه در جاى ديگرى از تذكره يعنى كتاب نكاح اين سخن را گفته است نه در كتاب متاجر : . . . و قد روي جواز ذلك في العرس و الغناء فيه ، و منعه ابن إدريس ، و هو المعتمد ؛ لأنّ اللَّه تعالى ذمّ اللهو و اللعب بما يقتضي تحريمهما . « 2 » بنا بر اين ، نظرى كه شهيدين و فاضل مقداد به علامه نسبت دادهاند در كتاب نكاح و نظرِ لاحقِ علامه است و شهيد ثانى حتى اين استدلال علامه را هم كه نشان مىدهد سخنش ناظر به اين قسمت تذكرهاست نقل مىكند : و منع منه ابن إدريس مطلقاً ، و رجّحه في التذكرة ؛ محتجّاً بأنّ الله تعالى حرّم اللهو و اللعب ، و هذا منه . « 3 » افزون بر اينها ، مىتوان گفت كه در مورد اول ، علامه قول به جواز را اختيار نكرده و فقط فرموده است : « فقد وردت رخصة بجواز كسبها » . بنا بر اين بايد گفت علامه در اينجا متمايل به جواز شده است ؛ چون خبر رخصت را رد نكرده است ؛ نه اينكه قائل به جواز شده تا با كلامش در مورد دوم تنافى داشته باشد ، بلكه در مورد دوم هم فرموده . . .
--> « 1 » الدروس الشرعية ، ج 3 ، ص 162 ؛ نيز رك : التنقيح الرائع ، ج 2 ، ص 11 12 « 2 » تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، ص 581 ، كتاب النكاح « 3 » مسالك الأفهام ، ج 2 ، ص 323 ، كتاب الشهادات